باز هم دلی که گاهگاه میشکند و اشکهایی که برخی وقتها جاری می شوند

مانده ام که جرا با این همه بی رحمی و توهین بازهم دل را او تنگ می شود

تا حال اینقدر برای یک فراموش کردن درد نکشبده بودم یا دجار تردید نشد بودم

حسی به من میگوید که او هم نتوانسته فراموشم کند

پنجشنبه که از ایران رفت خواب دیدم که شاهم مرا به مجلس نامزدی اش دعوت کرد و بساط غداهای لذید و سوری بزرگ برپاست

و در دیگی بزرگ کله پاجه های زیادی قل میزنند. گوشت صورتشان هم کنده شده

عکسهای نامزدی اش را میدیدم اما اثری از عروس نبود

در درگاه مهمانی در کنار کسی که پدرم بود ایستاد بودم و سر بر شانه هایش گداشته بودم

شاهم مرا می نگریست و دل نگران بودم از ماجرای برادرش امیر

تعبیرش را که دیدم نوشته بودند اگر مجلس نامزدی حرا ببینید که در ان حضور نداشته باشید نامزدی و ازدواج شما به زودی اتفاق خواهد افتاد

خدایا حالا حرفی با تو دارم

خوابهایم را یادت هست انجایی که مردی با لباس دامادی به سرعت می دوید و حرکت میکرد و زمانی هم تغییر مسیر داد و جای دیگری رفت و دست در گردن دیگری داشت اما به ناگاه سمت دختری زیبا با بدنی برهنه رفت

و من این صحنه را از دو زاویه دیدم یکی از دور و دیگری از نزدیک که نگاه نزدیکش پر از اشک و پشیمانی ان داماد بود که لباس دامادی اش در درگاه ان دختر ریخت و تغییر کرد و دختر از اینکه او اورا ارام روی شانه هایش انداخت و پیراهن عروسی اش را حایل تن برهنه اش کرد راضی نبود

اما در میانه ان مسیر تند دیگر راضی شد و وقتی پسر بر زمینش گداشت بوسه ای اتشین بود و خم شدن کمر دخترک زیبا و پوشیدن ان لباس و باشه گفتنش و رضایتش و حرکتی تند که او را خارج از ان سه صحنه برد

و صدای سوت و شادی عده ای و حسی شاد و صدای سوت و کف و صدای چهچهه و بی خیالی و ارامشی نرم

و غم کوجک دخترک زیبای محفل  برای لحظه ای و نگاهی که به عقب انداخت اما دوباره بازگشت و رفت و همه چیز را فراموش کرد

خدایا نمی خواهی به من دروغ بگویی ک او واحد من نبود؟

اما اگر قرار به دادن بود چرا اینقدر دیر و چرا اینقدر سخت و پر از رنج

این مکالمه را در همان خوابم به یاد میاورم که متعلق به زمان افتراق ان دو نفر بود ااونبین ادین هانسی مدرس یه یازاجاخسین

خرجین کیم ورجک

سن بابا سیسان دا

او با حالی خراب میگوید منی جوخ پخمه تاپیپسسیز منینم اوشاغلارینم نواخت اولاجاک

سنون ده اوشاغین وار منیمده حالا بیر دانا گتیرروخ

من اوز اوشاغیمی ایستیرم

دییسیز سیز گتین منیم ایشیم وار

پشیمان اولوپسان ایستیسن گدسن تهرانا اونون یانینا معدرت ایستیسن

او سندن چوخ یاخچیدی، بیر اوین خرجین وریردی

تا او ددی عکسلری گوتوردین اونان دانیشاندا گورخوردون

اونون سندن خوشی گلمزیدی اوقدر ارامیزا گیردون مندن ناراحات اولدو منده اشتباه الدیم اونو ناراحت الدیم، او دمیشدی گلیم سنی الیم! سیزین گورمیزه گلدیم

او منیم خانیمیدی اولدنده اونو ایستردیم

ایستیرم بو عکسلری گوتورم، سیزده گوتورون اونلاری، یاخچی دییر

پس منده طلاق ایستیرم

/ 0 نظر / 22 بازدید