غرورم

باورم نمیشد که اینقدر راحت واحدم به من خیانت کند

فقط یک بار با او دعوا کردم...

نمی دانم چرا این چند وقت پیش قلبم نسبت به او سرد شده بود

نه خیلی سرد اما دلم کمی تنهایی می خواست

 

اما او از من خیلی زشت انتقام گرفت

سراغ کسی رفت که می دانست مرا ناراحت می کند...

الان با او گرم رگفته و بلکه س ک س هم می کند

در یک خانه و روی تختی که برای ما بود...

 

خدایا تو مرا برای له شدن افریدی؟

 

دیگر خسته ام کرده ای، خیلی خسته...

خیلی خسته

 

گریه ام دیگر بند نمی اید

چرا ؟

/ 0 نظر / 11 بازدید